کانال‌های درآمد حرام Reviewed by Momizat on . کانال‌هاي درآمد حرام شريعت اسلامي از برخي کانال‌هاي درآمد ممانعت نموده و اين از تجربه و مشاهده ثابت است که امنيت دنيا و صلاح و فلاح معاشرت در همين ممنوعات مضمر کانال‌هاي درآمد حرام شريعت اسلامي از برخي کانال‌هاي درآمد ممانعت نموده و اين از تجربه و مشاهده ثابت است که امنيت دنيا و صلاح و فلاح معاشرت در همين ممنوعات مضمر Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » آموزه های اسلامی » کانال‌های درآمد حرام

کانال‌های درآمد حرام

کانال‌های درآمد حرام

کانال‌های درآمد حرام

شریعت اسلامی از برخی کانال‌های درآمد ممانعت نموده و این از تجربه و مشاهده ثابت است که امنیت دنیا و صلاح و فلاح معاشرت در همین ممنوعات مضمر است هم اکنون برخی کانال‌های درآمد حرام به رشته‌ی تحریر درخواهد آمد تا در دل ما خوف خدا پدید آمده و کاملاً از حرام خودداری نماییم.

سود و ربا:

بدترین کانال درآمد حرام، سود و رباست، قرآن مجید علاوه بر ممانعت از معاملات ربوی، به افرادی که از این کانال مال و ثروت به دست می‌آورند، اعلام جنگ نموده. در قرآن مجید این گونه وعید سخت در مورد هیچ عملی وارد نشده است، از این هر کس به سادگی و آسانی می‌تواند در منحوس بودن درآمد سودی و ربوی قضاوت کند، نیز در احادیث به کثرت، از سود و ربا ممانعت آمده است.

۱- رسول الله > در این مورد فرمود: دِرْهَمُ رِبَا یأْکُلُهُ الرَّجُلُ وَهُوَ یعْلَمُ اَشَدُّ مِنْ سِتَّةٍ وَثَلاَثِینَ زَنِیةٍ[۱]؛ گناه یک درهم سود و ربا که انسان آن را دیده و دانسته می‌خورد، سخت‌تر از ۳۶ دفعه زنا نمودن است.

۲- سیدنا حضرت جابر C می‌فرماید: لَعَنَ رَسُوْلُ اللهِ > آکِلَ الرِّبا وَمُوکِلِهُ وَکَاتِبُهُ وَشَاهِدَیهِ، وَقَالَ: هُمْ سَوَاءٌ[۲]؛ رسول الله > خورنده‌ی ربا و خوراننده و نویسنده و دو گواه آن را لعنت کرد و فرمود: همه (در گناه) مساوی هستند.

۳- از حضرت ابوهریره C روایت شده که رسول الله > فرمود: الرّبا سَبْعُوْنَ جُزْءاً اَیسَرُهَا اَنْ ینْکَحَ الرَّجُلُ اُمَّهُ[۳]؛ ربا هفتاد جزء دارد، ساده‌ترین آن این است که شخصی – نعوذ بالله – با مادرش عمل بد انجام دهد.

۴- آن‌حضرت > فرمود: فَاَتَیتُ عَلى قَوْمٍ بُطُوْنُهُمْ کَالبُیوْتِ فِیهَا الحَیاتُ تُریٰ مِنْ خَارِجِ بُطُوْنِهِمْ، فَقُلْتُ: مَنْ هٰؤُلاَءِ یا جِبْرِیلُ؟ قَالَ: هٰؤُلاَءِ أکَلَةُ الرِّبَا[۴]؛ در شب معراج بر چنین قومی گذشتم که شکم‌های آنان مانند اتاق‌ها (بزرگ) بودد، و در آن‌ها مارهایی وجود داشت که از بیرون مشاهده می‌گردیدند، گفتم: ای جبرئیل! ایشان چه کسانی هستند؟ جبریل در پاسخ گفت: ایشان رباخوارانند.

۵- از حضرت ابن عباس C روایت شده که رسول الله > فرمود: اِذَا ظَهَرَ الزِّنَا وَالرّبَا فِی قَرْیةٍ فَقَدْ اَحَکُّوْا بِاَنْفُسِهِمْ عَذَابَ اللهِ[۵]؛ چون در محلی عمل بد و ربا عام شود، خود را مستحق عذاب می‌گردانند.

روایات دیگر نیز در احادیث موجود است، با خواندن این گونه روایات برای هیچ مؤمنی شایسته نیست که در درآمد خود حتّى لقمه‌ای از ربا هم شامل گرداند؛ امّا امروز حرص و جمع‌آوری مال طوری دامن‌گیر ما شده که با وجود مسلمان بودن، باز هم با اهتمام خاصی دنبال کارهای ربوی هستیم و چنان شوق و علاقه‌ی افزونی مال داریم که در مورد حلال و حرام هیچ گونه توجّهی نداریم، حال آن که رسول الله > فرمود: اَلرِّبَا وَاِنْ کَثُرَ فَاِنَّ عَاقِبَتَهُ اِلیٰ قَلِّ[۶]؛ ربا اگر چه زیاد باشد، امّا همانا عاقبت آن به کمی است.

از تجربه این ثابت است که مال حرام همان گونه که به دست می‌آید، به موارد بی‌فایده خرج می‌گردد. و به قولی: باد آورده را باد می‌برد.

سود بانکی:

برخی از مردم بر این باور غلط و اشتباه فرو رفته که می‌گویند: پولی که در بانک سپرده می‌شود، به عنوان شراکت است که بانک با آن پول کار می‌کند و درآمدش بین بانک و صاحب پول تقسیم می‌گردد؛ لذا این، سود گفته نمی‌شود؛ بلکه آن‌چه اضافه است، مطابق با قراردادی که طی شده تقسیم می‌گردد، در حالی که این قول قطعاً و یقیناً بدون دلیل است. در فقه اسلامی مبلغ اضافی در «ربا النّسیه» داخل می‌باشد که در حرمت آن تمام علما و فقها متّفق القولند؛ زیرا آن مبلغ اضافی که از بانک می‌رسد به خاطر گذشتن مدّت است و در آن هیچ وهم و گمانی در مورد کار شراکتی وجود ندارد، لذا این تأویل سطحی و غیرقابل قبول می‌باشد که در امور بانکی، سود جاری از «ربا النّسیه» بیرون آورده و درشرکت داخل گردانیده شود؛ این همه وساوس شیطانی سودخواران است که به کرّات رد شده است.

قمار و نردشیر:

یکی از کانال‌های درآمدی که شریعت به شدّت از آن ممانعت نموده، درآمد قماراست، قرآن مجید در سوره‌ی مائده قمار و شراب را یک جا ذکرنموده و آن‌ها را گندیده و پلید قرار داده است و رسول الله > در مورد نردشیر فرموده: مَنْ لَعِبَ بِالنَّرْدِشِیرِ فَکَاَنَّمَا صَبَغَ یدَهُ فِی لَحْمِ خِنْزِیرٍ وَ دَمِهِ[۷]؛ کسی که با نردشیر بازی کند، گویا دست خود را با گوشت و خون خنزیرآلوده نمود.

نگاه کنید رسول الله > بازی با نردشیر را شبیه با چگونه عمل بدی قرارداد. مفاسد نردشیر از نظر دینی و دنیوی کاملاً ظاهر و مشخّص است. علامه آلوسی O در روح المعانی می‌فرماید: وَمِنْ مَفَاسِدِ المَیسِرِ اَنَّ فِیهِ اَکْلَ الاَمْوَالِ بِالبَاطِلِ وَاَنَّهُ یدْعُوْا کَثِیراً مِنَ المُقَامِرِینَ إِلَى السِّرْقَةِ وَتَلْفِ النَّفْسِ وَاِضَاعَةِ العَیالِ وَاِرْتِکَابِ الاُمُوْرِ القَبِیحَةِ وَالرَّذَائِلِ الشَّنِیعَةِ وَالعَدَاوَةِ الکَامِنَةِ وَالظَّاهِرَةِ وَهٰذا اَمْرٌ مَشَاهِدٌ لاَ ینْکِرُهُ اِلَّا مَنْ اَعْمَاهُ اللهُ تَعَالٰی وَاَصَمَّهُ[۸]؛ مفاسد میسر عبارتند از: ۱- خوردن اموال مردم به طور ناجایز؛ ۲- این که اکثر قماربازها دست به دزدی می‌زنند؛ ۳- مرتکب شدن به قتل نفس؛ ۴- عدم توجّه به بچّه‌ها و اهل و عیال؛ ۵- مرتکب شدن به بدترین جرائم؛ ۶- دشمنی ظاهری و باطنی و این از اموری هستند که به تجربه و مشاهده به ثبوت رسیده‌اند و هیچ کس آن‌ها را انکار نمی‌کند، مگر این که خداوند متعال یکی را از شنیدن و دیدن محروم گرداند.

این به تجربه ثابت است در قومی که به کثرت قمار و نردشیر رواج یابد، در آن قوم جرائم واعمال بد به کثرت پدید خواهد آمد؛ زیرا چون شخصی حرام‌خوری عادت کند، درآوردن پول با کار و زحمت برایشان مشکل می‌باشد و افراد زیادی که به این نحوست مبتلا شده‌اند در نتیجه به تباهی و هلاکت کشیده شده‌اند.

قرعه اندازی:

امروزه برای قمار، موارد مختلفی وجود دارد که همه حرام و ناجایزند، از جمله آن‌ها یکی لعنت قرعه اندازی است که توسّط آن با انداز خوبی، خون ملّت مکیده می‌شود، یک صورت آن این که مثلاً یک کارخانه در یک روز به افراد زیادی رسید سیصد هزار تومان صادر می‌کند و مبلغ یک‌صد هزار تومان برای یکی به طور انعام در نظر می‌گیرد و آن دویست هزارتومان دیگر را برای خود می‌گذارد، اکنون باید توجّه نمود که این سرمایه‌ی باقی مانده متعلّق به کیست؟ حال آن که افراد فقیر و کم سرمایه از قبیل راننده، کارگر و… فقط به خاطر نفع موهوم این کار را انجام می‌دهند و این افراد ساده‌لوح، با خوشی سرمایه‌ی خود را به افرادی که خون آن‌ها را می‌مکند، می‌سپارند. نزد ما چنین مثال وجود دارد که طرف در چنین مراحل به خاطر این که ممکن است برنده باشد و در قرعه کشی اسم او بیرون آید، ظروف منزل یا زیورآلات همسرخود را می‌فروشد تا شاید بدین ترتیب به جایی برسد که به خاطر آن لباس و مکان هم در معرض فروش قرار می‌گیرند، یا با گرفتن قرض، در گرو، نهاده می‌شوند و با این حال با چشم‌دید مردم به فقر و فاقه مبتلا می‌گردند.

نیز امروزه در محلّه‌ها سرمایه‌ای از چندین نفر جمع‌آوری می‌گردد و در شروط آن‌ها هم صورت‌های قمار یافته می‌شود؛ مثلاً این که بعد از جمع‌آوری آن مبلغ، قرعه‌اندازی می‌گردد اسم هر کس اوّل درآمد، او مالک یک جنس خوبی با مبلغ بسیار کم می‌گردد، یا مبلغی از آن پول‌ها به او تعلّق می‌گیرد و افرادی که با هم آن را جمع‌آوری نموده‌اند، در انتظار می‌مانند که ممکن است در قرعه‌اندازی بعدی اسم من بیرون آید و صاحب این امتیاز من شدم که جنسی بسیار عالی و گران‌قیمت به قیمت کم یا مبلغی به من تعلّق گیرد. نیز هر نوع بازی امثال کبوتربازی، شطرنج و… که در آن شرط بردن و باختن باشد، حرام و ناجایزاست، حتّى علمای کرام بازی‌های بچّه‌های کوچک را که در آن‌ها چنین شروط باشد و هنگام باختن جریمه‌ای از یک‌دیگر می‌گیرند هم در قمار داخل کرده‌اند، باید کودکان و بزرگان از ارتکاب این گناه اجتناب ورزند و شرم و حیا از خداوند متعال هم متقاضی همین است.

بیمه:

یکی از صورت‌های سود و قمار، بیمه می‌باشد، بیمه فرقی نمی‌کند مالی باشد یا بدنی، در این هم شروط قمار یافته می‌شود؛ یعنی: در شروط آن این است که اگر در این مدّت مال ضایع گردید، یا آن شخص وفات کرد، اداره‌ی بیمه موظّف می‌گردد مبلغ طی شده را پرداخت نماید، اگر مال از بین نرفت، به آن شخص از آن‌چه پرداخت نموده، هیچ چیزی تعلّق نمی‌گیرد و در صورت بیمه‌ی بدنی اگر آن شخص تا مدّت مقرّر فوت نکرد، اداره‌ی بیمه موّظف می‌گردد تمام آن مبلغ گرفته شده را همراه با سود به صاحبش برگرداند، با این حال در این هم، شکل سود و قمار وجود دارد، بدین خاطر نزد علمای محقّق حرمت بیمه‌ی بدنی از حرمت بیمه‌ی مالی هنوز شدیدتر است. لذا شایسته است یک فرد مسلمان تا حدّ توان کوشش کند از این نوع معاملات اجتناب و خودداری نماید و جایی که حالت اضطراری پدید آید، صورت مسأله را پیش علمای کرام اظهار داشته و مطابق با رهنمود آن‌ها عمل نماید. و این را به خاطر داشته باشید که مالک نفع و ضرر فقط خداوند متعال است، اگر ضرری از جانب خداوند متعال برای یکی مقدّر باشد، با بودن بیمه برطرف نمی‌گردد، لذا باید بر خداوند اعتماد نمود و این ترس را که ممکن است با این خطر مواجه باشم، برطرف نمود و به خاطر چند روز دنیا، نفع دائمی آخرت را به هدر ندهد و راه نجات و عافیت همین است.

تصرّف ناحق به مال و ثروت دیگران:

یکی از کانال‌های درآمد حرام، تصرف ناحق مال و ملک دیگری است. قرآن مجید در جاهای مختلفی از تصرّف بی‌جا با شدّت ممانعت نموده و در حدیثی آمده که رسول الله > در این مورد فرمود: مَنْ ظَلَمَ قِیدَ شِبْرٍ مِنَ الاَرْضِ طُوِّقَهُ مِنْ سَبْعِ اَرْضِینَ[۹]؛ کسی که به اندازه‌ی یک وجب از زمین به زور و ظلم از دیگری بگیرد، آن‌چه گرفته در قیامت هفت طبق در گردنش به طور طوق [گردنبند] انداخته شود.

در مفهوم این حدیث اقوال مختلفی بیان شده. علّامه بغوی O می‌فرماید: مطلب این است که آن‌چه برداشته امر می‌شود که تا هفت طبق زیر زمین آن را بکند که بر اثر آن، آن زمین مانند طوقی بر گردنش معلوم می‌گردد و این مطلب از روایتی از بخاری تأیید می‌گردد و مطلب دوّم این که توأم با آن زمین غصب شده، امر می‌گردد که خاک هفت طبق از زمین را برداشته و حمل کند. و این مطلب از روایت مسند احمد و طبرانی تأیید می‌گردد.

و در روایتی دیگر آمده که رسول الله > فرمود: کسی که به طور ناحق مقداری از زمین دیگران را تصرّف نماید، هیچ عبادتی از او از قبیل: نفل یا واجب پذیرفته نخواهد شد.[۱۰]

و در روایتی چنین هم آمده: لاَ یحِلُّ لِمُسْلِمٍ اَنْ یأخُذَ عَصاً بِغَیرِ طیبِ نَفْسٍ مِنْهُ[۱۱]؛ برای هیچ مسلمانی حلال نیست که او عصای دیگری را بدون رضایتش بردارد.

از این نوع احادیث به طور واضح معلوم می‌گردد که نزد خداوند متعال مال دیگری را به ناحق تصرّف نمودن بسیار زشت و ناپسند است و موجب بدترین رسوایی در آخرت می‌باشد. بسیار جای تأسّف است که آن‌چه نزد خداوند متعال مبغوض است، امروزه در میان مردم رایج و متداول است و برای تصرّف یک قطعه زمین حتّى چندین سال در تلاش و کوشش و پرونده سازی می‌باشد و این که شخصی به طور ناحق موفّق باشد مال دیگری را تصرّف کند، قابل فخر شمرده می‌شود. علّت اصلی این نوع اقدامات غفلت از آخرت و بی‌توجّهی از عذاب خداوند متعال است؛ اگر مردم از عذاب غصب باخبر باشند، هیچ عاقلی حاضر نمی‌شود به خاطر چند متر زمین برخلاف واقع برنامه‌ریزی نموده و دنیا و آخرت خود را به هدر دهد.

در حدیثی در این مورد چنین آمده: مَنْ کَانَتْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِاَخِیهِ مِنْ عِرْضٍ اَوْ مِنْ شَئٍ فَلْیتَحَلَّلْهُ الیوْمَ مِنْ قَبْلِ اَنْ لا یکُوْنَ دِینَارٌ وَلا دِرْهَمٌ، اِنْ کَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ اُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلِمَةٍ وَ اِنْ لَّمْ تَکُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ اُخِذَ مِنْ سَیئَاتِ صَاحِبِهٖ فَحُمِلَ عَلَیهِ[۱۲]؛ کسی که حقّی از قبیل آبروریزی یا مال بر گردن برادر دیگری داشته باشد، او امروز از او معافی طلب کند، قبل از این که آن روزی بیاید که در آن روز درهم و دیناری نباشد؛ بلکه اگر او عمل نیک و صالحی داشته باشد، به اندازه‌ی حقّش از عمل نیک او گرفته و داده می‌شود و اگر او عمل نیکی نداشته باشد، از گناهان او برداشته و بر دیگری نهاده می‌شود.

لذا بر هر مسلمان لازم است از ظلم و غصب باز آمده و چنین بر خود ثابت گرداند که من از خداوند متعال شرم و حیا دارم و از بدترین رسوایی آخرت خود را نجات دهد.

رشوت:

رشوت (یعنی: خوردن مال مردم به ناحق) چنان بیماری خطرناکی است که بر اثر آن نه تنها معیشت و زندگی انسان از بین می‌رود، بلکه برای افرادی که به جرائم عادت دارند فرصت رشوت میسّر می‌گردد؛ کسی که به گرفتن رشوت عادت داشته باشد، نه در فکر مفاد مذهب و قوم می‌باشد و نه اهمیت سلامتی مملکت را مدّ نظر می‌دارد، بلکه نگاه او فقط به مفاد شخصی خود می‌باشد و چنان نشئه‌ی جمع‌آوری پول می‌گردد که ضرر و زیان فرد دیگر را هیچ در نظر نمی‌آورد.

دل چنین شخص بسیار سخت می‌گردد و جذبه‌ی رحم و شفقت به طور کامل از دلش رخت بر می‌بندد. بدین خاطر شریعت رشوت گرفتن را با شدّت مذمّت نموده و رسول الله > در این مورد می‌فرماید: لَعنَةُ اللهِ عَلَی الرَّاشِی وَ المُرتَشِی[۱۳]؛ لعنت خداوند بر رشوت گیرنده و بر رشوت دهنده (بدون ضرورت) باد.

و در روایتی دیگر آمده: اَلرَّاشِی وَ المُرتَشِی فِی النَّارِ[۱۴]؛ رشوت گیرنده و (بدون ضرورت) رشوت دهنده هر دو در جهنم‌اند.

نیز در حدیثی رسول الله > رشوت گیرنده و رشوت دهنده و دلال آن‌ها را لعنت فرمود.[۱۵]

و در روایتی آمده کسی که رشوت گرفته و ناحق قضاوت کند، خداوند متعال او را در چنان جای عمیق جهنّم می‌اندازد که بعد از افتادن مدّت پانصد سال می‌گذرد و هنوز به قعر آن جا نمی‌رسد.[۱۶] اللّهم احفظنا منه.

از این وعیدهای بسیار سخت به آسانی می‌توان به انجام و نتیجه‌ی رشوت پی برد؛ رشوت چنان عمل زشتی است که مفاسد آن تنها متعلّق به آخرت نیست، بلکه افرادی که این عمل راانجام می‌دهند نتیجه‌ی بد آن، از آن‌ها در دنیا هم پوشیده نیست. امروزه به امور اداری خودتان هم نظری بیندازید که چه اندازه بازار رشوت گرم است، کدام کار است که با دادن رشوت با آسانی حل نگردد؟ از دزدی برق گرفته تا بلیط قطار؛ هر کجا رشوت عام است در دادگستری‌ها، پلیس و… چنان رشوت عام شده که گویا حق قانونی آن‌هاست. این‌جا از کارمند کوچک گرفته تا وزیر همه ملوّث به گرفتن رشوت هستند که در نتیجه این مملکت (هند) با وجود امکانات با گذشتن پنجاه و چهار سال از آزادی[۱۷] آن باز هم از ممالک پیش‌رفته و متمدّن، بسیار عقب افتاده؛ حقیقت این است که عقب ماندگی این مملکت بر اثر عام شدن رشوت است تا زمانی که این لعنت در این کشور باقی است نمی‌توان از امکانات آن به طور صحیح استفاده برد؛ افرادی که به رشوت‌گیری عادت دارند، دزد بی‌رحم و مفاد پرست می‌باشند. آن‌ها جهت مفاد شخصی خود حاضر می‌شوند مفاد مملکتی را به هدر دهند و به ملّت چنان ضرر و زیان می‌رسانند که غیر قابل جبران می‌باشند؛ لذا لازم است ملّت از این لعنت، خود را دور نگهدارند و درهای رشوت را بر مردم ببندند.

گرفتن رشوت به هیچ وجهی حلال نیست، البته در مواردی که حق انسان تلف می‌گردد یا اندیشه‌ی ضرر و زیان بزرگ باشد، فقهای کرام به علّت ضرورت به دادن رشوت اجازه داده‌اند[۱۸].

اندوختن مال از کانال ناجایز:

شریعت اسلام از احتکار یعنی: این که اشیاء مورد نیاز یک جا جمع‌آوری شده، تا عوام النّاس مواجه به ضرر و زیان باشند، به شدّت منع نموده است.

۱- در حدیثی آمده: مَن اِحتَکَرَ فَهُوَ خَاطِیءٌ[۱۹]؛ کسی که گندم و اشیاء مورد نیاز مردم را یک جا جمع کند، او خطار کار است.

۲- و در روایتی ضعیف آمده که رسول الله > فرمود: بِئسَ العَبدُ المُحتَکِرُ اِن اَرخَصَهُ اللهُ الاَسعَارَ حَزِنَ وَ اِن اَغلاهَا فَرِحَ[۲۰]؛ چه بد است بنده‌ی محتکر! اگر خداوند متعال قیمت‌ها را ارزان گرداند، ناراحت شود و اگر گران کند، خوش‌حال گردد.

۳- از فرّوخ – غلام حضرت عثمان C – روایت شده که یک دفعه در زمان خلافت حضرت عمر C، مقداری گندم و اشیاء دیگر دم درب مسجد النّبی آورده و گذاشته شد؛ چون حضرت عمر C از مسجد بیرون آمد و آن گندم‌ها را دید، پرسید: این گندم‌ها از کجا آورده شده‌اند؟ مردم در پاسخ گفتند: از بیرون آورده شده‌اند. آن وقت حضرت عمر C برای آن گندم‌ها و برای کسانی که آن گندم‌ها را آورده بودند، دعای برکت نمود؛ در همان حال یکی اطّلاع داد که این گندم احتکار شده‌اند که این‌جا آورده شده‌اند. حضرت عمر C فرمود: چه کسی این کار را انجام داده؟ مردم اسم فرّوخ و شخصی دیگر را گرفتند که غلام آزاد شده‌ی او بود. حضرت عمر C با شنیدن این سخن هر دو را طلب نمود و از آن‌ها در آن مورد جست‌وجو کرد، آن‌ها در پاسخ گفتند: ما اموال خود را خرید و فروش می‌کنیم (یعنی: به دیگران ضرر و زیانی نمی‌رسانیم). آن وقت حضرت عمر C در پاسخ فرمود: من از رسول الله > شنیدم که می‌فرمود: مَن اِحتَکَرَ عَلَی المُسلِمِینَ طَعَامَهُم ضَرَبَهُ اللهُ بِالجُذَامِ وَ الاِفلَاسِ؛ کسی که از مسلمانان، گندم و… را نگه‌دارد، خداوند متعال او را به بیماری جذام و تنگ‌دستی مبتلا گرداند.

آن وقت فرّوخ گفت: من با تو و خداوند متعال عهد و پیمان می‌بندم که از این به بعد هیچ چیزی را احتکار ننمایم. سپس او مصر رفت و شخص دیگر گفت: این مال ماست هر گونه که بخواهیم خرید و فروش خواهیم کرد. راوی این روایت ابویحیی می‌گوید: آن شخص به بیماری جذام و تنگ‌دستی مواجه گردید.[۲۱]

ممانعت احتکار همان وقتی است که بر اثر آن اهالی آن شهر مواجه به ضرر و زیان باشند، جمع‌آوری هر چیزی که بر اثر آن مردم مواجه به ضرر باشند، در احتکار داخل است.

اگر بر اثر آن مردم مواجه به ضرر نباشند، جمع کردن آن بلامانع است. نیز اگر کمبودی در بازار نباشد و شخصی در آغاز فصل که آن شیئ زیاد است، مقداری جمع‌آوری نماید که بعداً قیمت بالاتر رفته و می‌فروشم، در احتکار داخل نمی‌باشد؛ زیرا بر اثر این عمل او قیمت بالاتر نمی‌رود.[۲۲]

 



[1]. رواه احمد، الترغیب۳/۵، مظاهر حق ۳/۲۵٫

[۲]. رواه مسلم ۲/۷۲، مظاهر حق ۳/۲۳٫

[۳]. مظاهر حق ۳/۲۶٫

[۴]. رواه احمد، التّرغیب والتّرهیب ۳/۷٫

[۵]. رواه ابویعلى، التّرغیب والتّرهیب۳/۶٫

[۶]. رواه الحاکم عن عبدالله بن مسعود C، التّرغیب والتّرهیب۳/۸٫

[۷]. مسلم۲/۲۴۰٫

[۸]. روح المعانی۲/۱۱۵٫

[۹]. رواه البخاری۱/۴۵۳عن ام سلمةC، مسلم۲/۳۳، الترغیب والترهیب۳/۹٫

[۱۰]. الترغیب والترهیب۳/۱۰٫

[۱۱]. رواه ابن حبان عن ابی حمیدالساعدی، الترغیب والترهیب۳/۱۱٫

[۱۲]. رواه البخاری۲/۹۶۷ عن ابی هریرة C، الترغیب والترهیب۳/۱۲۸، مسنداحمد۲/۵۰۶-۴۳۵٫

[۱۳]. رواه ابن حبان، الترغیب والترهیب ۲/۱۲۵٫

[۱۴]. رواه الطبرانی، الترغیب ۳/۱۲۵٫

[۱۵]. ادب الخصاف ۸۳٫

[۱۶]. الترغیب والترهیب ۳/۱۲۶٫

[۱۷]. هند در سال ۱۹۴۸ میلادی از استعمار انگلستان رهایی یافت.

[۱۸]. شامی چاپ کراچی ۶/۴۲۳٫

[۱۹]. مسلم ۲/۳۱ عن عمر C، کتاب المساقاه.

[۲۰]. التّرغیب و التّرهیب ۲/۳۶۴٫

[۲۱]. التّرغیب و التّرهیب ۲/۳۶۳٫

[۲۲]. مستفاد شامی طبع کراچی ۶/۳۹۸٫

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 428

ارسال یک دیدگاه


8 + = 12

بازگشت به بالا