پیامک های خواندنی سری سی و یکم-چه بگوییم و چه نگوییم! Reviewed by Momizat on . چه بگوییم، چه نگوییم! کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند. احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند. اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند. بگوییم : چه بگوییم، چه نگوییم! کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند. احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند. اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند. بگوییم : Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » پیامک های خواندنی » پیامک های خواندنی سری سی و یکم-چه بگوییم و چه نگوییم!

پیامک های خواندنی سری سی و یکم-چه بگوییم و چه نگوییم!

پیامک های خواندنی سری سی و یکم-چه بگوییم و چه نگوییم!

چه بگوییم، چه نگوییم!

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند.
احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند.
اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند.

بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

بگوییم : خدا سلامتی بده.
نگوییم : خدا بد نده.

بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم : قابل ندارد.

بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم : شکست خورده.

بگوییم: قشنگ نیست.
نگوییم : زشت است.

بگوییم: خوب هستم.
نگوییم: بد نیست.

بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟
نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.
نگوییم : خسته نباشید.

بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.

بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.

بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.

بگوییم : بفرمایید.
نگوییم : در خدمت هستم.

بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.

بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 428

دیدگاه (5)

  • ضحی

    هوای رفتن

    این روزها ،دلم بد هوای رفتن دارد..رفتن تا خدا..
    پر کشیدن تا اوج بی نهایت..
    رسیدن به معبود هستی.
    دلم گرفته ،آنقدر بغض دارد که حتی …
    آرامش در ظاهرم موج میزند ،اما از درون دریایی طوفانیست..
    آنقدر دلم هوای خدا کرده که پا بند زمین شده ام !!
    آنقدر دلم هوای رفتن دارد که در نظرم روز جدایی غمگین است !!
    نمیدانم پای بند دنیا بودن میگذارد به راحتی رخت بندم ،یا عشق رسیدن به اوج خدایی ،این بند را پاره میکند و رها میشوم..
    دلم میگوید خبری در راه است..سفری در پیش رو…..کی ؟چگونه؟
    ولی نمیدانم ،میتوانم مرد سفر باشم و یا نه..
    مرد سفر شدن هم مردانگی میخواهد و کوله بار راه..
    می گویند گر همسفر عشق شدی ،مرد سفر باش ،هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش..
    نمیدانم می توانم همسفر عشق شوم و یا خیر.. ولی این را به خوبی میدانم که منتظر حادثه هستم و خواهم بود..
    و من به دنبال این حادثه خوادم رفت..حادثه ای در پیش رو..
    آیا خداوند این حادثه را برایم رقم میزند
    نمیدانم قضا و قدر چه حکمی برایم بریده اند…
    نمی دانم….نمی دانم…
    ولی می دانم و به خوبی آگاهم که دائم منتظر حادثه هستم و خواهم بود..
    حادثه ای که برایم آنقدر شیرین و گواراست که…
    ولی میترسم…ترس…
    ترس آن ،که نتوانم مرد سفر باشم و زانوانم در اول راه سست شود و دنیاییان ،سد راهم و من اسیر زمین..
    و ….خدایا کمکم کن و صبری زیبا

    پاسخ دادن
  • ضحی

    می شود ساعت ها در سکوت فقط با یاد تو خلوت و درد و دل کرد

    پاسخ دادن
  • ضحی

    همیشه لطف ورحمت خدا چون جویباری برای بندگانش جاریست وگاهی ناشکری بنده باعث سرریز شدن این جویبار وجاری شدن سیل عذاب وخشم خداوندی میشود،کسی نیست که بتواندترس خود را از گرفتارشدن به عذاب الهی پنهان کند،همه دوستدارامنیت وآسایش وسلامت هستند،همه دوست دارند خوش باشند،همه ما سرگذشت انسانهای ماقبل خود را دیده ایم،..
    چه بسا افرادی بخاطرنافرمانی حق تعالی گرفتارعذاب شده ونابود شده اند…
    به جرأت میتوانم بگویم که همه ما همیشه مشکلات،سختی ها،بیماری،مرگ،ومهمترازهمه عذاب خداوندی را برای دیگران میدانیم،حتی فکرشم نمیکنیم که روزی جویبار رحمت خداوندی سرریزمیشود وتبدیل به سیلی بزرگ میشود وهمه را درخودفرومیبرد!
    مرگ فقط برای همسایه نیست،عذاب هم فقط برای فرعون وقارون وقوم لوط وحضرت نوح نبوده،همه ما درآستانه امتحان الهی هستیم،امتحانی سخت وطاقت فرسا،چرافراموش کردیم ازش بخوایم ما را دراین امتحان سخت کمک کند؟؟؟
    گفتم رحمت خداوندی وقتی اذن خداراداشته باشد میتواندعذابی بزرگ باشد،خورشیدنعمت خداوندی است که بدون آن هیچ موجودی زنده نخواهد نماند اما همین خورشید روزی به حدی به مانزدیک میشود که ازگرمای آن می سوزیم،باد رحمت خداوند است اما چه بسا افرادی بوسیله باد نابود شده اند،باران رحمت خداوندیست اما گاهی میتواندعذاب خداوندی باشد…
    باران ورعدوبرق دیروزودیشب نشانه نارضایتی خدا ازمن وامثال من بود،دیروزودیشب کسی نبود که به خشم خدا پی نبرده باشد،حتی میتوانم بگویم کسی دیگرفکرشم نمیکرد امروز صبح زنده باشدتابتواندنظاره گرطلوع خورشید باشد،دیگرپیامکهایی که بینمان ردوبدل میشد جوک ومسخره وشوخی وحرفای مبتذل نبود،دعوت به خواندن نمازآیات،استغفار،طلب بخشش از درگاه خدا،ذکرونام خدا بود!!!
    دیگردرمدارس از صدای خنده وجیغ وفریاد دانش آموزان درحین بازی خبری نبود!
    درجمع خانمهایی که دورهم نشسته بودندحرف طلاومنزل ولباس وغیبت دیگران نبود!
    درکوچه ها دیگرکسی مشغول وقت گذرانی وگناه نبود!
    مغازه داران!حتی مغازه داران هم مشغول رقابت باهم برسرسود بیشتر نبودند!
    همه جا نام خدا بود،گریه بود وآه وافسوس و واویلا!
    ترس ازخدابود وقیامت ومیدان محشروروزحساب وکتاب!
    ذکرلبها استغفاربودوشهادتین!
    چرا؟؟؟
    چرافقط حتما خشم خدا گریبانمونو بگیره بعد یادش بیفتیم؟؟؟
    بیاین بیشترخدارویادکنیم وکمتر ناشکری کنیم!
    درپایان طلب مغفرت وعلو درجات بهشتی را دارم برای جوان لایق وشایسته ای که دراین حادثه جان به جان آفرین تسلیم شدند،ان شاءالله بااولیاء و انبیاء محشور شوند.

    پاسخ دادن
  • ضحی

    گر صد هزار سال به حق سجده آوری؛ همسایه ات گرسنه اگر خفت؛…. کافری

    پاسخ دادن
  • ضحی

    نگاه کن !…

    خیلیا اینجا دارن تقلب میکنن …

    بعضیا خیلی راحت دل میشکونن …

    بعضیا روزشونو با یکی میگذرونن شبشونو با یکی دیگه …

    یه عده خیلی راحت دروغ میگن …

    بعضیا خواب بقیه رو میگیرن ولی خودشون راحت میخوابن …

    بعضیا با حرفاشون اشک آدمارو در میارن …

    پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه


9 + 8 =

بازگشت به بالا