وصیت من (قسمت دوم) Reviewed by Momizat on . وصیت من ادامه آن چه در قسمت اول خواندید.... ـ انسان مسلمان از مطالعه کتابهای کفر آمیز که باعث ایجاد شک و تردید در ایمان و عقیده می‌شود و از خواندن داستانهای عاش وصیت من ادامه آن چه در قسمت اول خواندید.... ـ انسان مسلمان از مطالعه کتابهای کفر آمیز که باعث ایجاد شک و تردید در ایمان و عقیده می‌شود و از خواندن داستانهای عاش Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » شارژ ایمان » وصیت من (قسمت دوم)

وصیت من (قسمت دوم)

وصیت من (قسمت دوم)

وصیت من

ادامه آن چه در قسمت اول خواندید….

ـ انسان مسلمان از مطالعه کتابهای کفر آمیز که باعث ایجاد شک و تردید در ایمان و عقیده می‌شود و از خواندن داستانهای عاشقانه و دروغین که بسوی فحشا و منکر و دوری از عبادت خدا و تقوا فرا می‌خوانند خودداری نماید.

چرا که خواندن اینگونه کتابها قلب را به اندازه‌ای فاسد می‌گرداند که بعد از آن راهی برای علاج آن باقی نمی‌ماند مگر اینکه خدا بخواهد و بنده واقعاً بسوی پروردگار خویش برگردد. آری! محبت نواهای موسیقی و عاشقانه و فحشا و منکرات، با ایمان و قرآن و دوستی خدا و پیغمبر یکجا در یک قلب جمع نخواهند شد.

ـ توصیه می‌شود که روزانه بخشی از سیرت و سرگذشت زندگی رسول خدا را مطالعه بکنید. چرا که ایشان الگوی واقعی هر مسلمان است. بنابراین، می‌طلبد که انسان مسلمان، وقایع زندگی رسول اکرم، جنگها، روش عبادت‌ها، (نماز، روزه، حج، ذکر و غیره) معاملات، خواب و بیداری و سایر مسایلی که باید به ایشان اقتدا نمود را دقیقاً بررسی نماید. همچنین باید سرگذشت اصحاب رسول اکرم و چگونگی برخورد آنها با پیامبر خدا را مطالعه نمود تا زوایای مختلف زندگی این شخصیت بزرگ با همه‌ی تفاصیل پیش روی شما باشد و هیچ زاویه‌ای بر شما مخفی نماند. چرا که خواندن سیرت رسول خدا از منابع معتبر و صحیح باعث افزایش ایمان و فهمیدن رسالت آنحضرت که بحق مهم ترین رویداد جهان بشمار می رود، خواهد بود.

بنابراین نباید به خواندن نکات برجسته‌ی سیرت رسول اکرم اکتفا کرد. بلکه شایسته است که با دقت کامل، تمامی رویدادهای زندگی آنحضرت پیگیری شود تا انسان مسلمان کاملاً در جریان روند نزول وحی، کیفیت بعثت آنحضرت، مصائبی که ایشان در راه دعوت متحمل گردید، اخلاق، جنگ و صلح، سخاوت، شجاعت و سایر موضعگیریهای ایشان قرار گیرد. بخدا سوگند! که سیرت رسول اکرم حاوی درسهای بزرگ و فواید بیشماری برای کسانی است که دارای قلبی آگاه و گوشی شنوا هستند.

علاوه بر سیرت رسول اکرم، باید سیرت اصحاب ایشان نیز مورد مطالعه قرار گیرد تا از صفات برگزیده و موضعگیریهای شجاعانه و فداکاریهای آنان در یاری دادن دین خدا و تقوا، پارسایی، عبادت و بذل جان و مال در راه الله و رشادتها، تقدیم خون و بذل روح و صبر بر سختی ها، تحمل گرسنگی و ضرب و شتم دشمن و خانه به دوشی و هجرت آنان باخبر شده، محبت آنها را در دل جای دهیم باشد که خداوند ما را در زمره‌ی آنان محشور بدارد.

ـ و از تمسخر به مسایل دینی و کتابها و پیامبران و فرشتگان و سنتهای پیامبر و امور اخروی مانند بهشت و دوزخ جداً باید پرهیز نمود. وقتی دراین باب سخنی گفته می‌شود، باید اذعان نمود و با دید احترام آنرا شنید و تسلیم گردید. و نباید صدا را بالا برد و اعتراض کرد و شک و تردید بخود راه داد و به باد تمسخر گرفت. بلکه با نهایت ادب و احترام امیدوار رحمتها و نعمتهای الهی بوده جز سخن نیک بر زبان نیاورد و بداند که اینها جزو مواردی است که شایسته‌ی تقدیر و تقدیس و احترام است.

ـ همچنین باید انسان مسلمان میانه رو باشد. چرا که دین اسلام دینی است میانه، و اهل سنت گروهی است میانه رو بین روافض و نواصب[۱] و مرجئه و خوارج و جهمیه و قدریه، نگرش اهل سنت در مورد اسماء و صفات الهی، و در عقاید و وعده وعید و دوستی و دشمنی و سایر مسایل اخلاقی و اجتماعی نگرش و رفتاری معتدل و بدور از افراط و تفریط می‌باشد. بعنوان مثال انسان باید دارای طبعی سخاوتمندانه باشد اما درعین حال از اسراف و تبذیر پرهیز نماید همانگونه که باید از بخل پرهیز کرد. و باید شجاع باشد اما از بی پروایی و همچنین بزدلی پرهیز نماید. حتی در خندیدن میانه رو باشد بجای سردادن قهقهه که باعث غفلت و نابودی قلب می‌شود، لبخند و تبسم بر لبانش نقش بندد.

و به کارهای بیهوده و عبس و شوخیهای بی‌مزه مشغول نشود تا از چشم برادران خود نیفتد بلکه باید در همه‌ی امور زندگی راه میانه را برگزیند که این اصل بزرگی است.

ـ و باید در عمل به سنتهای ارزنده‌ی رسول الله اهمیت ویژه‌ای داد. مانند مسواک زدن، گذاشتن ریش، کوتاه نمودن سبیلها، گرفتن ناخنها و تراشیدن موهای زاید و استفاده از مواد خوشبو و با طهارت خوابیدن و پوشیدن لباسهای تمیز و مداومت بر اذکار صبح و شام و اذکار مناسبتهای مختلف مانند، دعاهای ورود و خروج به مسجد و منزل و غیره. و نباید از خواسته های مردم و خدمت به آنان خسته شد البته اینکار نباید خارج از محدوده توان او بوده تا جایی که باعث تأخیر افتادن کارها و عبادتهای مهمتر باشد. همچنین نباید با مردم با چهره اخمو و رفتاری ناپسند و سخنان تند و زننده برخورد نماید.

به خوراک خود اهمیت دهد و در این باره میانه روی کند و حلال و پاکیزه بخورد و از پرخوری پرهیز نماید همانطور که از کم خوری بیش از حد نیز باید اجتناب ورزد بگونه‌ای که با پرهیز از خوردن روزی پاکیزه و حلال و نیز روزه گرفتن بیش از حد، باعث تضعیف جسم خود گردد و نهایتاً در انجام عبادتها ناتوان شود. یا اینکه از پوشیدن لباسهای مباح خودداری نماید.

و باید به سنت پیامبر که در واقع به کشتی نوح می‌ماند چنگ زند چرا که هرکس سوار بر این کشتی شود نجات می‌یابد وگرنه طوفانها او را در می‌نوردند.

ـ و هر گاه نام گرامی رسول اکرم ص برده شود باید بر او درود فرستاد و احادیث و سخنانش را گرامی داشت و مؤدبانه آنها را پذیرفت.

همچنین باید برای یاران ایشان احترام زیادی قائل بود و از آنان دفاع نمود و از بدگویی آنان پرهیز کرد و همانگونه که خداوند آنها را انسانهای پاکیزه‌ای قرار داده‌است به پاکیزگی و بزرگواری آنان اعتراف کرد. قطعاً یاران پیامبر بمراتب از ما بهتر بوده و روش و منهج شان درست تر بوده و دارای مقام و منزلت بزرگتری نزد خدا بوده‌اند. بنابراین باید به جهاد و فداکاری آنان در راه دین، ارج نهاده شود.

و باید نام امامان و گذشتگان نیک امت به خوبی گرفته شود و برای آنان دعای رحمت بخواهیم و اگر با دیدگاه فقهی یا سیاسی یکی ازآنان مخالف بودیم با ادب و احترام نام او را بر زبان بیاوریم و در مسائل دینی به قرآن و سنت چنگ بزنیم و از تقلید و پیروی تعصب گونه از مذاهب، پرهیز نمائیم و اگر واقعاً طالب علم هستیم باید به قرآن و سنت مراجعه نمائیم و در هر مسأله پیرو حق باشیم چه آن حق در مذهب حنفی باشد یا شافعی یا مالکی یا حنفی. بدون تعصب حق را بپذیریم. چرا که خداوند می فرماید: ﴿ٱلۡحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ﴾ [یونس: ۳۵]. «حق شایسته‌تر است که از آن پیروی شود».

و باید نسبت به جماعت‌های اسلامی گمان نیک داشت و در جهت بهبودی و تصحیح منهج آنان گام برداشت و دلسوزشان بود. و نباید به بدگویی و عیب‌جویی آنان پرداخت و از بروز ضعف و خطای آنان خشنود شد چرا که آنها برای پیشرفت اسلام فعالیت می‌کنند پس نباید آنها را بر اشتباه و خطایشان گذاشت بلکه باید در صدد اصلاح آنان بر آمد و حق را به اسلوب نیک و شایسته برایشان روشن ساخت.

ـ همچنین انسان مسلمان باید به فکر همه‌ی مسلمانان بوده، در جریان احوال مسلمانان سراسر عالم باشد.

از غم و مصیبتی که به مسلمانان می‌رسد نگران و ناراحت شود و برای خود زندگی نکند بلکه برای همه‌ی مسلمانان زندگی کند و به اندازه‌ی توان خود، از کمک مالی و جانی به مسلمانان و دعا و سفارش در حق آنان دریغ نورزد. مسلمان باید دارای همت بلندی باشد نه اینکه فکر و اندیشه و فعالیتهایش از زندگی شخصی و خانوادگی و شغل‌اش فراتر نرود. این نوع افراد از همت عالی و بلندی برخوردار نیستند و به چیزهایی که خدا دوست دارد دست نمی‌زند.

کسیکه پیگیر مسایل و مشکلات جهان اسلام باشد، بگونه‌ای که اگر بشنود که مسلمانی دچار مصیبتی شده است خواب از چشمانش برود و احساس نماید که این مصیبت برای خودش یا فرزندش اتفاق افتاده است، چنین شخصی واقعاً دلسوز خدا، پیامبر، قرآن و مسلمانان است.

ـ توصیه می‌کنم که انسان مسلمان، توبه و استغفار را شبانه روز ورد زبان خویش سازد، و این کار از نفس کشیدن برایش بیش‌تر اهمیت داشته باشد. چرا که استغفار باعث ازدیاد روزی و نسل نیک، شرح صدر، فراموش کردن غمها، نجات یافتن از تنگناها و مصایب، بخشوده شدن گناهان، بالا رفتن درجات نزد خدا می‌گردد. در حدیث آمده است که رسول خدا فرمود: «مَنْ أَکْثَرَ مِنَ الاِسْتِغْفَارِ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَمِنْ کُلِّ ضِیقٍ مَخْرَجاً وَرَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ». همچنین جمله‌ی «لا حولَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ» را بویژه هنگام مصیبت یا حمل بار سنگین یا رفتن به سوی بلندیها و یا وقت فشار اعصاب، بخوانید. زیرا این ورد، گنجی از گنجهای بهشت است.

و نیز این دو جمله را که گفتن آنها خیلی آسان ووزن شان بر ترازوی اعمال سنگین و نزد خدا محبوب هستند یعنی: «سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ» را به کثرت تکرار نمائید.

ولی زیباترین ورد عبارت است از:

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْـمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» «هیچ معبودى به جز الله «بحق» وجود ندارد، یکتاست و شریک ندارد، و پادشاهى و ستایش از آنِ اوست، و او بر هر چیز تواناست» توصیه می‌کنم که روزانه یکصد بار این را بخوانید و بر آن تا لحظه‌ی مرگ مواظبت نمائید، باشد که بوسیله‌ی آن در دنیا و آخرت سربلند و رستگار گردید.

ـ و از خوردن مال حرام شدیداً شما را برحذر می‌دارم چرا که مال حرام، مال پلیدی است که باعث از بین رفتن طاعت و بندگی می‌شود و از نظر جسمی نیز باعث بروز وبا و انواع بیماریها می‌گردد و در تربیت فرزندان تأثیر منفی خواهد گذاشت زیرا جسمی که پوست و گوشت آن با حرام رشد و نمو کرده است دارای قلبی خالی و غافل خواهد بود. بنابراین می‌طلبد که انسان مسلمان مواظب درآمد و کسب و کار خویش باشد و از معاملات ربوی و مشکوک، غیر شرعی و دادن رشوه و گرفتن آن و فریبکاری جداً پرهیز نماید روزی کم و حلال بهتر از مال زیاد و حرام است.

ـ همچنین باید انسان مسلمان از گناه بزرگی که این روزها خیلی رواج دارد یعنی غیبت و بدگویی مردم پرهیز نماید. چرا که غیبت کردن ریشه‌ی نیکیهای شما را می‌خشکاند و بار گناهان شما را سنگین تر نموده، باعث ایجاد بغض، نفرت و دشمنی می‌گردد.

ـ می‌زیبد که مسلمان بین ترس از عذابهای خدا و امید به رحمتهایش بسر برد. نباید ترس چنان دامنگیر او شود که بندگان خدا را از رحمتهای الهی و مغفرت وی ناامید سازد. و آنان را در دین دچار مشقت سازد. بعضی از مردم وقتی فکر کنند به درجه‌ای از گناه و معصیت رسیده اند که دیگر قابل بخشش نیستند و به هیچ وجه مستحق رحمتهای الهی و بهشت او نمی باشند، در ارتکاب گناه و معصیت، جسورتر و بی پروا می‌شوند و بصورت وحشتناک در این باب پیشروی می‌کنند.

همچنین نباید مردم را سوار کشتی امید کرد تا از مؤاخذه‌ی الهی کاملاً در امان بسر برند و بی‌باکانه در انواع گناه و معصیت و حرمت شکنی غوطه ور گردند. چرا که بعضی از مردم چنان اند که اگر به آنها چراغ سبز نشان داده شود گمان می‌برند که هیچگاه مورد محاسبه و بازخواست قرار نمی‌گیرند و خود را مشمول آیات و احادیثی که بیانگر رحمت و مغفرت الهی است دانسته، در ارتکاب گناه و معصیت هیچ ترس و واهمه‌ای به خود راه نمی‌دهند.

بنابراین، توصیه می‌شود که انسان مسلمان، بین ترس و امید بسر برد و هنگام ارشاد برادران خود نیز این امر را مدنظر داشته باشد مگر در روزهای پایانی عمر و نزدیک شدن مرگ که در آنجا جانب امید به رحمتهای الهی و حسن ظن نسبت به خدا باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

همچنین شایست است که انسان مسلمان سخنی بر زبان بیاورد که عام فهم و قابل درک باشد و از تکلف و به اصطلاح سخنان سلمبه قلمبه بپرهیزد و با ایراد سخنان عجیب و غریب، فرهنگ نمایی نکند. چرا که برخی از مردم به بیماری خود بزرگ بینی مبتلا می‌شوند و سخنان و اصطلاحات پیچیده و بیگانه و روان گردان بر زبان می‌آورند تا در میان مردم بعنوان با سواد، با فرهنگ و اهل علم و دانش جای پایی پیدا کنند، باید گفت که هم هدف، اینگونه افراد و هم روششان ناپسند و نازیبا است. پس با مردم، باید بگونه‌ای سخن گفت که برایشان قابل فهم و قابل هضم بوده، به نفع دین یا دنیای‌شان باشد. و از بحث و جدل پیرامون مسایل بیهوده یا مضر پرهیز نماید. همچنین از گفتن سخنان رکیک و مبتذل و فحش و ناسزا جداً اجتناب ورزد. چرا که اینها تأثیر نامطلوبی در ادب، شخصیت، رشد، حافظه و آینده‌ی او بر جای خواهند گذاشت.

ـ و نیز می‌طلبد که انسان دارای خلق و خوی زیبای اسلامی باشد؛ مهمان اش را گرامی بدارد، با چهره‌ای باز به پیشوازش برود و در خدمت رسانی به او تا می‌تواند از هیچ تلاشی دریغ نورزد. همچنین در رعایت حقوق همسایه و جستجوی احوالش کوتاهی ننموده از اذیت و آزار وی و فاش نمودن عیوب اش خودداری کند.

و در گرامی داشت علماء و دانشمندان و استفاده و دفاع از آنان غفلت نورزد.

رعایت احترام و حقوق حاکم مسلمان و عادل و دفاع از وی نیز جزو خصلتهای زیبا و پسندیده است.

ترحم بر مساکین، فقراء، بینوایان و ایتام و بیوه زنان، سعی و تلاش در جهت مصالح مسلمانان مانند سفارش به نیکی در حق کسی وساطت برای خاموش کردن آتش فتنه بین دو نفر و تحمل بیداری، خستگی و مشقت در این گونه موارد، نوعی جهاد و فداکاری در راه خدا و رسیدن به رضای الهی و جزو اعمال نیک و شایسته بحساب می‌آیند.

ـ و نباید انسان مسلمان از دادن صدقه غفلت ورزد چرا که صدقه، هرچند اگر یک دانه خرما یا یک جرعه آب باشد، باعث خاموش ساختن خشم و غضب الهی می‌شود.

پس نباید هیچ کار نیکی را کوچک شمرد؛ سخن نیک، صدقه است. با لبخند و تبسم نگریستن به برادر مسلمان و دفاع از وی، صدقه محسوب می‌شود. باید دانست که افزایش صدقه، باعث افزایش روزی و فراخی نعمت می‌گردد. اما نباید فراموش کرد که هدف از صدقه، باید رضامندی الله باشد نه ریا و تظاهر و فخر فروشی.

بنابراین، می‌طلبد که بر مستمندان، بوسیله‌ی دادن مال، خوراک، آرد، لباس و دیگر اشیای مورد نیاز انفاق کرد و از بخل و خساست خودداری نمود، چرا که خداوند بر کسانی که مانع رسیدن خیر به دیگران می‌شوند درهای، خیر و برکت و روزی و صحت و سلامتی را خواهد بست و بعنوان پاداش به مثل در زندگی خود رنگ خوشبختی را نخواهند دید.

و به فکر خویشاوندان و بستگان درجه یک بخصوص زنان، منظورم خواهران، دختران، عمه‌‌ها و خاله‌ها باشید. چرا که آنها ضعیف و ناتوان هستند. به زیارتشان بروید، احوال شان را جستجو نمائید، در صورت نیاز، دست مساعدت بسوی آنان دراز کنید. دمی بنشینید و با آنها گفتگو نمائید و دلشان را بدست آورید تا بدینوسیله رضایت خدا را بدست آورید و مشمول بزرگواری و رحمت وی در دنیا و آخرت باشید.

ـ و از سخنان بیهوده و کارهای بیهوده خودداری نمائید مانند نشستن بر سر کوچه‌ها و راه‌ها و دور زدن در بازارها و ایستادن و هم نشینی با انسانهای بیکار و شرکت در جلسات بیهوده و تماشای برنامه هایی که هیچگونه فایده دینی و دنیوی در بر ندارند.

و از شب نشینی با انسانهای بی هدف و بی برنامه جداً اجتناب کنید و زود خوابیدن را ترجیح دهید. و بیدار شدن در بخش پایانی شب و خواندن حداقل دو رکعت نفل را غنیمت بزرگ بشمارید که همان دو رکعت در آن هنگام، از دنیا و آنچه در دنیا وجود دارد ارزشمندتر است. و کسیکه مطمئن نیست از اینکه بیدار خواهد شد، بهتر است نماز وتر را قبل از خواب بخواند و سعی باید کرد که با وضو و گفتن ذکر و تسبیح و تجدید توبه و استغفار و بر نیت نیک بخوابد و قبل از خواب همه‌ی مسلمانان را مورد عفو قرار دهد. در دعا و زاری کردن پروردگار خویش از هیچ کوششی دریغ نورزد چرا که خیری جز آنچه خدا فراهم نماید و شری جز آنچه خدا دفع نماید وجود ندارد.

پس هرکس عزت و سربلندی و رزق و دانش و مغفرت و نجات از دوزخ می‌خواهد، همه‌ی اینها در دست الله و به اراده‌ی او محقق خواهد شد. پس شایسته است که در جهت بدست آوردن رضامندی چنین خدایی تلاش ورزیم و او را به فریاد طلبیم و به وی امیدوار باشیم و هر لحظه او را بخوانیم.

ـ همچنین توصیه می‌کنم که نباید ثروت اندوزی بر فکر و اندیشه و شب و روز یک مسلمان چیره شود. بگونه‌ای که بنده و برده‌ی و سرسپرده‌ی دنیا باشد. نباید بر چیزی از دنیا که از دست رفت متأسف و غمگین و پریشان شد. همانطور که شایسته نیست در صورت افزایش مال و ثروت، مغرور و شادمان گشت.

نباید بزرگترین قضیه‌ی زندگی فرد مسلمان و گمشده‌ی واقعی‌اش، در یک باب منزل، اتومبیل، باغ و پس انداز خلاصه شود. به راستی که ارزش دنیا نزد خدا از بال پشه‌ای هم کمتر است. مگر نه اینکه همین دنیا برای بسیاری از بندگان خدا مانع از رسیدن به نیکیها شد؟! مگر نه اینکه باعث از بین رفتن بسیاری از خویشاوندیها گردید؟!.

مگر نه اینکه باعث ریختن خونهای زیادی شد؟! پس وای بحال دوستداران و پرستش کنندگان آن!.

«دار متی ما أضحکت فی یومها     أبکت غداً قبحالها من دار!».

ترجمه: «خانه‌ای است که اگر یک روز بخنداند روز دیگر می‌گریاند چه بد خانه‌ای است!».

مسلمان باید به قرنهای گذشته و نسلهای پیشین و ملتهایی که قبل از ما گذشته اند و مردن و کوچ کردن آنها از این دنیا بیندیشد. چه شدند؟ و پایان کارشان به کجا ختم شد؟ چگونه خانه ها و کاخ های خود را رها کرده به گورستان رفتند؟! چقدر از رفاه و آرامش بهرمند بودند! و از سیادت و سروری و قدرت و پادشاهی و عوان و انصار! همه را گذاشتند و رفتند، حتی لباسهایشان را از تن شان بیرون کردند و آنها را در دل خاک جای دادند! آیا وجود آنان را احساس می‌کنی یا صدای پاهایشان را می‌شنوی؟!.

پس باید عزت و جاه و مقام را نزد خدا جستجو کرد و باید دانست که انسان هر چند صاحب مال و فرزند و اعوان و انصار و قدرت و سلطنت باشد، سرانجام راهی جز ترک گفتن آنها و دست برداشتن از همه و پیچیده شدن در کفن و به خاک رفتن و حاضر شدن در پیشگاه رب العالمین ندارد: ﴿وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ کَمَا خَلَقۡنَٰکُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَکۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰکُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِکُمۡ﴾ [الأنعام: ۹۴].

«شما تنها نزد ما خواهید آمد همانطوری که بار نخست شما را آفریده بودیم و آنچه به شما داده بودیم پشت‌سر خواهید گذاشت».

شایسته است که در اینجا اندکی مکث کرد و اندیشید.

و هرکس تاریخ را مرور نماید، با شگفتیهای زیادی حتی در مورد پادشاهان و خلفا روبرو می‌شود. شما وقت در مورد حکومت امویان و عباسیان مطالعه کنید خواهید دید که چگونه سلطنت از دست شان بیرون آورده می‌شد، به بدترین وجه کشته یا به زندان انداخته می‌شدند، چشمان برخی در آورده می‌شد، اعضای جسم‌شان قطعه قطعه می‌گردید، ترور می‌شدند از کار برکنار می‌شدند و… بهمین منوال نسلی جایگزین نسل دیگری می‌شد. پس ماندگاری و آسایش و امنیت پایدار جز در بهشت و نعمتهای جاودانه‌ی الهی وجود ندارد. چنانکه احمد بن حنبل به فرزندش؛ عبدالله وقتی از ایشان پرسید: پدرم! کی انسان مؤمن راحت می‌شود؟ فرمود: استراحتی در کار نیست تا روزی که گام در بهشت می‌گذارد. این است آنچه خردمندان و اهل معرفت بدان رسیده‌اند.

آری! خانه‌ای که جز ویرانی، بدبختی، بیماری جنگ، خونریزی گرسنگی، تشنگی، خستگی، غم و اندوه محصول دیگری ندارد. شایسته‌ی اینهمه توجه و برنامه ریزی نیست بلکه می‌طلبد که انسان بدان بی‌رغبت بوده، به اندک قناعت ورزد همانطور که رسول خدا فرموده است: «کُنْ فِى الدُّنْیَا کَأَنَّکَ غَرِیبٌ، أَوْ عَابِرُ سَبِیلٍ» «در دنیا بگونه‌ای زی که غریب یا رهگذر هستی». و ابن عمر ب می‌گفت: چون صبح نمودی منتظر شام مباش و چون شام نمودی منتظر صبح مباش.

همچنین در حدیثی آمده است که: «کف عَنْکَ لِسَانَکَ وَلِیَسَعْکَ بَیْتُکَ، وَابْکِ عَلَى خَطِیئَتِکَ» «زبان‌ات را کنترل کن و در خانه‌ات بنشین و بر گناهانت گریه کن».

و نیز فرموده است: «ازْهَدْ فِی الدُّنْیَا یُحِبَّک اللَّهُ وَازْهَدْ فِیمَـا عِنْدَ النَّاسِ یُحِبَّک النَّاسُ» «نسبت به دنیا بی‌رغبت باش تا خدا دوستت بدارد و از آنچه در دست مردم است صرف نظر کن تا مردم دوستت بدارند».



[۱]- روافض کسانی‌اند که کینه‌ی اصحاب پیغمبر را به دل دارند و نواصب کسانی هستند که نسبت به اهل بیت پیغمبر جفا می‌کنند.

منبع: کتاب وصیت من- نوشته عائض القرنی

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 428

ارسال یک دیدگاه


1 + = 9

بازگشت به بالا