بترس از اشک مادر! Reviewed by Momizat on . آیا تا به حال مادرت را گریانده‎ای؟       به نظر می رسد که جوابت چنین باشد: یک بار به جای خود، بلکه چندین بار گریاندمش؛ حالا جواب بده! آیا به یادت است که چرا گری آیا تا به حال مادرت را گریانده‎ای؟       به نظر می رسد که جوابت چنین باشد: یک بار به جای خود، بلکه چندین بار گریاندمش؛ حالا جواب بده! آیا به یادت است که چرا گری Rating:
شما اینجا هستید: خانه » تربیت » بترس از اشک مادر!

بترس از اشک مادر!

بترس از اشک مادر!

آیا تا به حال مادرت را گریانده‎ای؟

      به نظر می رسد که جوابت چنین باشد: یک بار به جای خود، بلکه چندین بار گریاندمش؛ حالا جواب بده! آیا به یادت است که چرا گریه کرد؟.

مطمئناً جواب میدهی: به خاطر کلمه‎ی زشتی که به او گفتم

و یا جواب میدهی: در امرش نافرمانی کرده و اطاعتش را نکردم

 و یا جواب میدهی: بجای اینکه در محضرش از خود کُرنش و نرمش نشان دهم بر سرش فریاد کشیدم و یا جواب‎هایی غیر از این میدهی که موجب گریاندن مادرت از روی غم و ناراحتی شده است.

آیا این نافرمانی والدین نیست؟

بجای اینکه مادرت را بخندانی و در قلبش نهال شادی و سرور نشانی او را می‎گریانی و جگرخونش می کنی!

آخر به چه خاطر؟

در این هیچ شکی نیست که مادر، نیازی از نیازهای دنیا است!

بیا تا اکنون باهم بنشینیم و به توصیه پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم) در مورد حقوق والدین گوش فرا دهیم.

باری صحابه‎ای پدر و مادرش را گریاند آن  هم نه بخاطر دنیا بلکه بخاطر ادای فرضی از فرائض الهی؛ بخاطر فریضه‎ی جهاد! با این وجود پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وسلم) به او دستور داد: همانگونه که آنها را گریانده ای برو و آنها را بخندان و باهم صحبتی خوب در ادای حقشان سعی کن.

در جایی دیگر نیز از عبدالله بن عمروبن العاص(رضی الله عنه)روایت است که فرمودند: شخصی از پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم)  برای خروج در جهاد فی سبیل‎الله اجازه خواستند پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وسلم)   از ایشان پرسیدند: آیا پدر و مادرت زنده اند؟ جواب داد: بله! پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم) فرمودند: در (ادای حق) آنها جهاد کن! و در روایتی از کتاب صحیح مسلم آمده: «شخصی پیش پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وسلم)   آمد و گفت: بخاطر دریافت اجر از جانب خداوند: با شما بر هجرت و جهاد بیعت می‎کنم. پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم) در جواب شان فرمودند: آیا از پدر و مادرت کسی زنده است؟ جواب داد: بله هر دوی‎شان زنده اند. پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم)   فرمودند: آیا در طلب مزد از جانب خداوند هستی؟ جواب داد: بله، پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وسلم)   در جوابشان فرمودند: پس پیش خانواده‎ات بر گرد و همنشین خوبی باش»

       و در روایتی دیگر از ابوداود و نسائی آمده که: آن مرد گفت: پدر و مادرم را در حالی ترک کردم که گریه می‎کردند، پیامبر(صلی‎الله‎علیه‎وسلم) فرمودند: پیش آنها بر گرد و همانطور که آنها را گریاندی آنها را بخندان!

ای فرزندم:

 اگر مادرت را تا حالا گریانده‎ای پس همین حالا برو پیشش و همانطور که او را گریاندی او را بخندان و از امروز به بعد کوشش کن تا هر گز باعث ریختن اشک مادرت نشوی.

نوشته: محمد رشید العوید

ترجمه: عبدالمالک صالحی

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 351

دیدگاه (15)

  • ضحی

    عین واقعیت رو گفتید…هرچقدرهم سعی کنیم نمیشه اشک مادر درنیاورد؛همیشه هم ازعمدنیست بعضی وقتا ناخواسته اتفاق می افته.

    پاسخ دادن
  • ضحی

    مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
    مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!
    مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری!
    مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد!
    مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
    مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن….

    پاسخ دادن
  • ضحی

    مادر
    تنها کسیست که میتوان “دوستت دارم”‌هایش رااا باور کرد
    حتی اگر نگوید…

    پاسخ دادن
  • ضحی

    تو ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم”
    تو ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ”
    تو ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم”
    … … …
    تو ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون”
    تو ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود”
    تو ۳۵ سالگی : “میخوام برم خونه پدر و مادرم ”
    تو ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!”
    تو هفتاد سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن …!
    بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم…
    از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست …

    پاسخ دادن
  • ضحی

    به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادن
    ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !!!

    پاسخ دادن
  • ضحی

    وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده!
    وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده!
    وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…
    و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

    پاسخ دادن
  • ضحی

    آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
    وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
    وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!…
    به سلامتی همه مادرای دنیا

    پاسخ دادن
  • ام صهیب

    السلام علیکم واقعا عالی بود من خیلی گریه کردم

    پاسخ دادن
  • ضحی

    یک مادر می تواند ۱۰ فرزندش را نگهداری کند؛
    اما ۱۰ فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند …و این انصاف نیست

    پاسخ دادن
  • ضحی

    زمین خوردن چه زیباست
    اگر هدف بوسیدن خاک پای مـــــــــادر باشد …

    پاسخ دادن
  • ضحی

    چه تاثیر دلنشینی داشت
    ” غصه نخور ، درست میشود ” گفتن های مادر ،
    اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد

    پاسخ دادن
  • ضحی

    بهشت هم خشکسالیست!!

    این را دیشب

    از ترکهای کف پای مادرم فهمیدم

    پاسخ دادن
  • setayesh

    من اگـه یه بغض بودم هیچوقـت توی گلوی یه مادر نمی نشسـتم….♥♥♥

    پاسخ دادن
  • تنها.........

    آهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!!!!!!حیف که رفت مادرم

    پاسخ دادن
  • مجید

    پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می‌کنی؟
    مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم!
    پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه می‌کند؟ او چه می‌خواهد؟
    پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همه‌ی زن‌ها گریه می‌کنند بی هیچ دلیلی!

    پسرک از اینکه زن‌ها خیلی راحت به گریه می‌افتند، متعجب بود.
    یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می‌کند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زن‌ها این همه گریه می‌کنند؟
    خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه‌ای آفریده‌ام؛ به شانه‌های او قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.
    به بدنش قدرتی داده‌ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستانش قدرتی داده‌ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد.
    به او احساسی داده‌ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.
    به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطا های او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده‌ام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.
    این اشک را منحصراً برای او خلق کرده‌ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند.

    پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه


2 + 5 =

بازگشت به بالا